المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

116

مروج الذهب ( فارسى )

كه با دست اشاره مىكند كه مسافران درياى روم را از آن سو راه نيست زيرا بدرياى اقيانوس كسى نميرفت و آبادانى نبود و انسانى در آنجا سكونت نداشت و هيچكس مساحت و نهايت آن ندانست و درياى ظلمات و اخضر و محيط همين است ؛ و بقولى مناره بر اين تنگه نيست بلكه بر ساحل جزيره‌ايست كه بدرياى اقيانوس محيط است . گروهى بر آن رفته‌اند كه اين دريا سرچشمهء آب درياهاى ديگر است و ما حكايتهاى شگفت‌انگيز اين دريا را با سرگذشت كسانى كه جان بخطر افكنده بر آن سوار شده‌اند و بعضى نجات يافته و برخى تلف شده‌اند و چيزها كه آنجا ديده‌اند در كتاب اخبار الزمان آورده‌ايم از آن جمله مردى خشخاش نام از اهل اندلس بود كه از پهلوانان و نوچگان قرطبه بود و گروهى از نوچگان را فراهم آورد و بكشتيها كه مهيا كرده بود نشانيد و بدرياى محيط راند و مدتى غايب بود . آنگاه با غنايم فراوان بازگشت و حكايت وى ميان مردم اندلس مشهور است . از منارهء هرقل تا آغاز دريا در طول مصب و مجراى خليج مسافت بسيار است زيرا در خليج آب از درياى اقيانوس بدرياى روم جريان دارد و جريان آن به خوبى محسوس و معلوم است و از درياى روم و شام و مصر خليج ديگرى به طول پانصد ميل منشعب مىشود كه به شهر روميه پيوسته و آن را به رومىاردس گويند و بر ساحل آن خليج بناحيهء مغرب دهكده‌ايست كه آن را سبته گويند كه با طنجه بر يك ساحل است و روبروى سبته بر ساحل اندلس كوه معروف به جبل طارق است كه غلام موسى بن نصير بود و كسان خليج را از سبته بساحل اندلس از صبحگاه تا نيمروز طى كنند كه موجى عظيم دارد و هم آنجاست كه آب از درياى اقيانوس برون شده بدرياى روم ميريزد . در اين خليج جاها هست كه بى باد موج خيزد و آب بالا رود و مردم مغرب و اهل اندلس خليج را زقاق گويند كه بمعنى كوچهء تنگ است زيرا به شكل كوچه‌اى تنگ است . درياى روم جزاير بسيار دارد از آن جمله